اصول و مبانی معماری و شهرسازی

تومان

اصول و مبانی معماری و شهرسازی

مقایسه

توضیحات

اصول و مبانی معماری و شهرسازی

جزوات دانشگاهی و کنکور

معماری به عنوان یک موضوع انسانی دارای یک هویت فرهنگی است. زیرا موضوع این علم انسان است و هر علمی دارای یک موضوع است.

معماری هر جامعه‌ای مخصوص به خود آن جامعه و نشان‌گر هویت آن جامعه است. برای شناختن خصوصیات، شرایط و عوامل موثر بر طراحی هر منطقه، بایستی مطالعاتی در ابتدای هر پروژه انجام شود. برخی از مهم‌ترین عوامل موثر بر طراحی عبارت‌انداز: برنامه فیزیکی، مقیاس انسانی، فرهنگ جامعه، عوامل جغرافیایی و محیطی، سایت پروژه، شرایط اقلیمی، تکنولوژی موجود، قوانین شهری و عوامل اقتصادی.

شاید بتوان معماری را از آن گونه واژههایی دانست که همواره به راحتی به کار میرود. ولی کمتر پیش میآید که گوینده مفهوم دقیق آن را بداند و با ریشه و حوزه کارکرد این واژه آشنا باشد.

معماری نوعی عمل خالقانه است که مقصود آن شکل دادن به فضای زیست انسان در تمامیت آن است و گستره آن از جوابگویی به نیازهای انسانی در پیوند با محیط و طبیعت تا بیان عواطف و اعتقادات او طیف وسیعی را در برمیگیرد. معماری به عنوان اجتماعیترین هنر بشری با فضای اطراف انسان مرتبط است. حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظهای از زندگی روزمره افراد غایب
نبوده و نخواهد بود. شهرها مملو از ساختمان هایی هستند که با استفاده از هنر و مهارت های علمی و ریاضی طراحی شدهاند. این مهارتها در ترکیب با هم عناصر زیبایی شناسی نامیده میشوند. اصول زیباییشناسی برگرفته از هنر، علم و ریاضیات در طراحی معماری مورد استفاده قرار میگیرند. این عناصر در کنار هم معماران را قادر میسازند تا ساختمانهای زیبا و مفید خلق کنند. به بیان بهتر، اصول زیبایی شناسی به اضافه جنبه های ساختاری به ساختن یک ساختمان موفق کمک میکند.
در ادامه و به منظور آشنایی با برخی مفاهیم معماری، به مواردی همچون فرم، مکان، مفهوم زیبایی در معماری و نسبت معماری با فرهنگ و فضای شهری اشاره میشود.
مبانی معماری (از فرم تا مکان)
وجود اصول نسبتاً ثابت در معماری، امروزه مورد انکار و اعتراض شماری از مورخان معماری قرار میگیرد. در واقع تنوع تاریخی و تعدد امروزی خود بیانگر این بحث و جدل است.

در این میان اجماع و اتفاق نظر ممکن نیست و این رویکردهای متفاوت معماری عمدتاً بیانگر دیدگاههای مفسران اند و نه خودِ موضوعِ تفسیر شده. فارغ از تفاوت های مشخص، با نگاهی به انسجام ها و همخوانی های ساختاری و نهفته در درون آنها میتوان نقاط مشترک و اصول ثابتی را یافت.

در عالم واقعیت، تفاوت در نمودها و تجلی ها، بیشتر از تفاوت درون مایه هاست. برخی دراین میان مقدمات خود را بر پایه تجزیه و تحلیل انتقادی و عمیق مطالعات موردی معدود بنا مینهند. برخی دیگر ترجیح میدهند از راه مطالعه و بررسی تطبیقی عناصر معمول )همچون ستون، دیوار، شالوده، کنج، حفاظ یا جان پناه، پنجره، در، پله، میدان، خیابان و …( به موضوع موردنظر بپردازند و برخی نیز مضامین عمومی تر و گروهی تری را در ترکیب بندی برمی گزینند که با این رویکرد به برخی مفاهیم عمومی اشاره خواهد شد.

فرم
در زیباشناسی، فرم یا صورت تظاهر حسی و واضح یک شی است واین بیانی است که خود را در معرض قضاوت قرار میدهد. فرم یا صورت در طبیعت مستند هستند، یعنی متأثر از محتوای خود هستند. پس از صورت از پیش داده شده است و نمیتوان به میل خود آن را تغییر داد. شکل دادن یعنی پردازش اشکال واین بدان معنی است که فرم به گونه ای انتخاب شود که با محتوا وایده طرح تطابق داشته باشد. براین اساس شکل پردازی صوری با توجه به فرم، وابسته به عوامل گوناگون است. به عنوان مثال فرم یک گشودگی در یک دیوار باید تابع جنس وساخت دیوار نیز باشد :گشودگی در یک دیوار آجری احتیاج به
قوس دارد. در حالی که در دیواری از فوالد و شیشه گشودگی زاویه دارد مناسب تر به نظر میرسد. فرم یا صورت متأثر از محتوا است.

مکان
مکان، جا یا قسمتی از یک فضا است که از طریق عواملی که در آن قرار دارند صاحب هویت خاصی شده است. فضا را میتوان جا به جا کرد، اما جا به جایی مکان امکان ندارد. هر شیئی که در یک مکان قرار دارد طبعاً نیازمند فضا میباشد. رابطهای متقابل و عکس العمل بین سه عاملِ رفتار انسانی، مفاهیم و مشخصات فیزیکی، باعث ایجاد مکان میشود.

شولتز معتقد است ساختار مکان را سه عامل زیر تعیین میکنند :
 نظم فضایی
 مکان شناسی
 ریخت شناسی
اساس مکان شناختی در فضامندی ادراک است که ما آن را تعیین موقعیت نامیده ایم. تعیین موقعیت به لحاظ روانی بر تصویر محیط ای دلالت میکند که درک فضایی را میسر میسازد.

اصول گشتالتی و هندسه ابزارهای توصیف مکان شناختی هستند. مکان شناختی درباره فضا با اصطلاحات ریاضی بحث نمیکند، بلکه خواص و امکانات فضای زنده یا واقعی را بررسی مینماید. نمونه هایی از گونه های مکان شناختی عبارتند از: کشتزارها و روستاها، فضای سیال و باز معماری مدرن. اما ریخت شناسی به چگونگی فرم معماری میپردازد. واژه »فرم« در این جا به عناصر شناخته شده یک ساختمان
اشاره دارد: کف، دیوار، سقف ، مجموعه این عناصر با یکدیگر آن چه را ما مرزهای فضایی مینامیم، پدید میآورند.

بنابراین، ریخت شناسی به بیان این مرزها به عنوان وسیله ای برای توضیح مشخصه محیطی میپردازد.

معنا و مکان
شولتز معتقد است نارسایی های انسانی و زیست محیطی ریشه های آموزشی دارند و بهبودی در صورتی میسر میشود که بتوان تغییری در نگرش آموزشی پدید آورد. اگر میخواهیم دنیای بهتری داشته باشیم ناچاریم انسان را اصالح کنیم. البته، این به آن معنا نیست که بشریت را مطابق با قالب از پیش تعیین شدهای شکل دهیم. بشر، پیش از آن که طرحی برای جهان در اندازد، باید خود را متحول سازد. در گذشته، جهان همچون تمامیتی کیفی، که بشر خود به بخشی از آن شکل میداد، دست یافتنی بود. امروزه ما فقط با کمیّت ها در ارتباطیم. از کودکی یاد میگیریم که اندازه گیری و دسته بندی کنیم.

نوعی ادراک انتزاعی سیطره یافته که عموماً به عنوان ادراک علمی شناخته شده است. منظور از این گفته مطمئناً زیر سوال بردن ارزش و فایده علم نیست،
بلکه باید خاطرنشان کرد جدایی دانش کمّی از ادراک جامع تر از عالم، امری خطرناک خواهد شد.

هایدگر در این مورد میگوید : » علم رویداد اصلی حقیقت نیست، اماهمواره بابی از قلمرو حقیقت را میگشاید «.

به طور کلی، فقدان چیزها و مکانها، به از دست دادن عالم میانجامد. انسان مدرن بی عالم میشود؛ از این رو، ادراک اجتماعی و مشارکتش را از دست میدهد. وجود بی معنا میشود و بشر بی خانمان، چرا که تعلقی به یک تمامیت با معنا ندارد. به علاوه او بی تفاوت میشود، زیرا دیگر انگیزه حمایت از جهان و اصالح آن را ندارد.

مفهوم زیبایی در معماری
در معماری عوامل بسیار زیادی مانند قابلیت استفاده، ساختار، مقاومت مصالح، مسائل مالی و در نهایت ضوابط ساختمانی آزادی فرد را محدود میکند. در معماری بر عکس نقاشی، زیباشناختی تنها عاملی نیست که باید مورد توجه قرار گیرد، اما باید در نظر داشت که در آن نقشی اصلی دارد. امروزه محدودیتها چنان زیادند که عرضه کردن معماری خوب خیلی مشکل است. اما با اطمینان میتوان نظر پیر لوئجی نروی را تایید کرد که علی رغم تمام این اجبارها “همواره آنقدر آزادی باقی میماند که شخصیت کسی که خالق ساختمان بوده است، خود را نشان بدهد و مخلوق او، به شرط این که خالق یک هنرمند باشد علی رغم تمام اجبارهای فنی، میتواند یک اثر حقیقی و اصیل هنری باشد”. آنچه مسلم است این است که هر معمار خوب قصد ارائه و انجام یک معماری خوب را هم دارد و در اینجا منظور از خوب این است که از طرفی تمام قواعد و قوانین فیزیک ساختمان و عملکرد و مسائل مالی و غیره در نظر گرفته شده باشند و از طرف دیگر نتیجه کار از نظر زیباشناختی رضایتبخش باشد. محدودیتها بسیار زیادند وآزادی معمار محدود است و در این محدوده تنگ او مسئولیت زیباسازی را نیز به عهده دارد.

او نیز قصد دارد چیزی زیبا بیافریند، یعنی نوعی معماری خوب عرضه کند که از نظر زیباشناختی نیز جوابگوی احتیاجات باشد.

اما باید در نظر داشت بیشترین تغییرات در سطح مُد انجام میگیرد. در فاصله های زمانی چیزی جای چیزهای قبلی را میگیرد و باعث تغییر سلیقه نیز میگردد. واقعیت این است که کار مهندسان تا مدت های مدیدی رابطهای با هنر نداشت. به این دلیل تابع سلیقه هم نبود، بلکه مهندسان صرفاً کاربرد آنچه را که میشناختند در نظر میگرفتند. این امر قطعاً یکی از دلایل پیشرفت عظیمی بود که در پایان قرن گذشته و اوائل قرن حاضر در صنایع کشتی سازی، هواپیما سازی، اتومبیل سازی، پل سازی و غیره پیش آمد. بدیهی است که این تحولات تابع تغییرات کوتا مدت مد و سلیقه نبودند.

زیبایی چیست؟

نظریه اطلاعات سعی دارد به صورت غیر مغرضانه ای و به زبان ریاضی زیبایی را تشریح کند. طبق این نظریه، اطلاعات سمانتیک یک پیام ذهن انسان را مشغول کرده، در مقابل اطلاعات زیباشناختی عواطف انسان را مخاطب قرار میدهد. به عبارتی دیگر این اطلاعات  چند و چون زیبایی را مشخص میکند. براین اساس یک پیام زمانی زیبایی را القا میکند که پرت اطلاعاتی کافی داشته باشد.

باید مقدار پرت اطلاعاتی آنقدر زیاد باشد که میزان بداعت آن یعنی محتوای زیباشناختی آن از حداکثر دریافت ذهنی یعنی شانزده بیت در ثانیه کمی بیشتر باشد.

از این طریق، گیرنده مجبور به تشکیل طرح واره است و به این ترتیب ذهن اجباراً خود را معطوف به ادراک باالتری میکند.

میزان بداعت باید در هر سطح ادراکی کمی بیش از ظرفیت حداکثر دریافت ذهن باشد. ارضای حس زیباشناختی لااقل تا حدی، زمانی به دست می آید که ذهن در مجموعه ای از تحریکات ظاهراً غیرمنظم و مغشوش، موفق به کشف یک نظم نسبی گردد. هرچه گیرنده، براساس خصوصیات قومی و ساختار فرهنگی خود قادر به تشکیل طرح واره های بیشتری شود، ادراک وی نیز به الیه های بالاتر ادراکی ارتقا مییابد. این مکانیسم نشان میدهد که چرا در یک تابلوی نقاشی همیشه چیزهای جدیدی کشف میکنیم، یا چرا نظر ما در مورد یک هنری تغییر میکند و نیز چرا ارزیابی زیباشناختی دو نفر از یک اثر با هم اختلاف دارد. تجربه، دانش و عوامل روانی- اجتماعی، همگی در ارزیابی زیباشناختی موثرند. وقتی بیننده با سبک یا مدی که در مورد مطالعه قرار میدهد مانوس باشد تشکیل طرح واره برای وی آسانتر است. احساس زیبایی و نوآوری در ارتباط با یکدیگرند و از طرف دیگر نوآوری در ارتباط مسقیم یا غیرقابل پیشبینی بودن است.

نتیجه این ارتباط این است که بعد از اولین برداشت از یک اثر تازگی آن کمتر میشود و در نتیجه اثر زیباشناختی نیز نقصان مییابد. از طرف دیگر یک تجربه تکراری همیشه میتواند وسیله ای برای آموزش
باشد که این آموزش خود باعث تفاهم بیشتر و این تفاهم بیشتر وسیلهای برای درک زیباشناختی عمیق تر میشود.

زیبایی حاصل

نیاز بشر به زیبایی به عنوان جزئی از فرهنگ، قطعی است. این مطلب را این واقعیت تایید میکند که بشر از اولین روزهای خلقت همیشه سعی در زیباسازی محیطش داشته است.

مبنای استدلال لزوم زیبایی از دیدگاه نظریه اطلاعات تشکیل طرح واره است. با تشکیل طرح واره ادراک نظم پیدا میکند. وقتی که اطلاعات زیباشناختی یک پیام به حد مشخصی برسد ما جسمی را که پیام از آن به ما رسیده است زیبا تشخیص میدهیم. این حد خاص درست مقداری از اطلاعات است که گیرنده را وادار به تشکیل طرح واره و از این طریق ارتقا سطح ادراکش به یک سطح بالاتر از سطوح ادراکی کند و به عکس نیز میتوان گفت که یک چیز زیبا ادراکی غنی را برای ما ممکن میسازد و این زیبایی باعث رضایت ما میشود و یا به عقیده فروید وسیلهای تسکین بخش است.
هلمار فرانک که یکی از بنیانگذاران نظریه اطلاعات  است چهار شرط لازم که کافی بودن آنها اجباری نیست برای احساس زیبایی ذکر میکند :
یکم؛ نمای ساختمان باید حداقل یکبار امکان تشکیل طرح واره را به بیننده بدهد یا به عبارت دیگر باید لااقل دو سطح از سطوح ادراکی را مخاطب قرار دهد.

درحالیکه اطلاعات یکی از آنها کمتر و دیگری بیشتر از مقدار حداکثر ظرفیت دریافت ذهن باشند.
دوم؛ اینکه احتمال پیش آمدن مجموعه علم مختلف عرضه شده از نظر محاسبه با یکدیگر مساوی نباشند چون در چنین صورتی تشکیل طرح واره ممکن نیست.

سوم؛ مقدار اطلاعات بالاترین سطح یا بالاترین طرح واره نباید از 161 بایت بیشتر باشد چه در این حالت دیگر ذهن نمیتواند تمامی اطلاعات را به عنوان یک پیام واحد تلقی کند.
چهارم؛ نیز باید برای تشکیل طرح واره امکانات مختلف وجود داشته باشند. اگر این طور نباشد پرت اطلاعاتی برابر 1 خواهد بود

و در نتیجه تازگی برار صفر و پیام فاقد اطلاعات است و جایی برای احساس زیبایی باقی نمی ماند.

زیبایی احساس

پیتر اسمیت انواع مختلفی برای احساس زیبایی قائل است و معتقد به سه نظام زیباشناختی میباشد:
 نظام اول زیباشناختی: نظامی بر اساس تعادل و هماهنگی است. نظم، تعادل و تناسب را بیننده نیز به طور خودکار و همانطور که هست درک میکند

و آن را زیباتشخیص میدهد. این نوع پیام ها نظم یافته اند.
 نظام دوم زیباشناختی: پیامهای پیچیده را نمیتوان مستقیم درک کرد. در این مورد باید به روشی مقدار اطالعات را کم کرد. پس طرحواره میشود و این فرآیندی ارضا کننده است.

امکان تشکیل طرحواره یکی از مهمترین شرایط اولیه برای درک ادراک زیبایی است.
 نظم سوم زیباشناختی: بخشی از قسمتهای مغز میتواند بدون مراجعه به شعور در مقابل تحریکات خارجی عکس العمل نشان دهد. برای احساس زیبایی کردن بایستی اجزا بسیار زیادی را در کنار هم دید که این اجزا به علت پیچیدگی آشفته ای که دارند از نظر عقلی نظام پذیر نیستند و تنها به طریقی که گفته شد قابل احساس اند. آگهی های تجارتی در خیابانهای اصلی شهرهای بزرگ یا تنوع تزیینات در بعضی از ساختمانهای باروک میتوانند نمونهای از این نوع ادراک باشند.

عواملی که به طور خاص بر فرآیند زیبایی اثر میگذارند عبارتند از:
 دانستن زمینه تاریخی و علل وجودی یک ساختمان میتواند برروی احساس زیبایی در ما اثر بگذارد.
 بسیاری از بناهای قدیمی که از نظر فرم ظاهری حداکثر در حدی متوسط هستند و از نظر تاریخی نیز چندان اهمیتی ندارند به نظر ما زیبا میآیند.
 بافت شخصیتی انسان میتواند اثر مستقیم بر روی احساس زیباشناختی او داشته باشد.
 و در نهایت، یکی از مهمترین عوامل روانی- اجتماعی که بر احساس زیباشناختی ما اثر میگذارند مدل فرهنگی حاکم است.

فضای معماری، فضای شهری

شاید در اولین تأمل، بدست دادن تعریفی جامع از معماری کاری دشوار و صعب به نظر آید. امّا تمام کسانی که حتی گذرا دربا ره این موضوع فکر کرده اند، میدانند که خصوصیت مهم معماری که آن را از سایر فعالیت های هنری متمایز میگردند، در عملکرد ساه بعدی آن است که انسان را در خود جای میدهد. در واقع معماری به مانند مجسمه بزرگی است که داخل آن را خالی کنند و انسان به داخل آن برود و قدم بزند. موضوع معماری درباره فضاست. تعاریف مختلفی که تاکنون از معماری ارائه شده است، اغلب به گونهای بر اهمیت فضا در معماری تاکید میکنند، به طوریکه وجه مشترک بسیاری از این تعاریف، در تعریف معماری به عنوان فن سازماندهی فضا است. به عبارت دیگر موضوع اصلی معماری این است که چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روشهای مختلف، به نحوی خالق سازماندهی کنیم. هر جا که نیاز به طراحی موجودیت یا سیستمی باشد که ابعاد یا پیچیدگی آن از یک واحد معین فراتر رفته، یا نیازمندیهای خاصی را تحمیل نماید، نگرشی ویژه و همه جانبه را لازم خواهد داشت که در اصطلاح به آن معماری گفته می شود. معماری ترکیبی است از علم، هنر و تجربه که در رشته هایی نظیر ساختمان دارای قدمتی چند هزار ساله است. معماری یعنی ارائه توصیفی فنی از یک سیستم که نشان دهنده ساختار اجزاء آن، ارتباط بین آنها و اصول و قواعد حاکم بر طراحی و تکامل آنها در گذر زمان باشد.

اما معماری از مجموعه عرض ها، طول ها و ارتفاع های عناصر ساختمانی که فضا را میبندد مشتق نمیشود، بلکه درست از همان خلا، از فضای بسته شده، از فضای داخلی که انسان ها در آن راه میروند و زندگی میکنند، مشتق میگردد. فضا عامل اساسی در معماری است. تملک فضا، یعنی توان دیدن بنا و یافتن کلید فهم و شناخت آن است.

البته تجربه فضایی معماری در شهر تداوم مییابد، یعنی در هر جایی که ساخته دست انسان، خلاها را محدود کرده و در واقع فضاهای بسته ای به وجود آورده است.

بدین ترتیب فضاهایی مانند یک حیاط و یا یک میدان نیز یک فضاست. مسلماً آنچه در جهت دید به وسیله پرده – چه از طریق دیوارسازی و یا از طریق کاشتن درخت و یا به وسیله عناصری که فضاهای معماری را متمایز میکنند- محدود شده باشند، فضاهای شهری محسوب میشوند.

هر بنا دو فضا را همزمان به وجود میآورد: فضای داخلی که به وسیله اثر معماری معین شده است و فضای خارجی یا شهری که به وسیله آن اثر معماری و آثار نزدیک به آن ایجاد شده است.

به طبع ارزش یک اثر معماری در ارزش فضایی آن پایان نمییابد  و هر بنایی با مجموعهای از ارزشهای اقتصادی، اجتماعی، فنی، هنری، عملکردی، فضایی و تزئینی مشخص میشود.

معماری به عنوان بستر فرهنگ

هر جامعه ای با هر سیستمی که اداره شود و هر نوع ایدئولوژی که بر آن حاکم باشد، دارای اهداف و آرمان های خاص خود است. وظیفه اصلی فرهنگ نمایش این ایده های ذهنی به وسیله نمودار اشکال عینی است. در فرآیند این استحاله معماری نقشی اساسی به عهده دارد. هرمان موتسیوس چنین مینویسد:
معماری وسیله واقعی سنجش فرهنگ یک ملت بوده و هست. هنگامی که ملتی میتواند مبل ها و لوسترهای زیبا بسازد، اما هر روزه بدترین ساختمان ها را میسازد، دلالت بر اوضاع نابسامان و تاریک آن جامعه دارد. اوضاعی که در مجموع، بی نظمی و عدم قدرت سازماندهی آن ملت را به اثبات میرساند.

هر بنایی به عنوان جزئی از فرهنگ معماری این وظیفه را دارد که یک اندیشه ذهنی را از طریق فرم ظاهری خود عینیت بخشد و به این ترتیب نمودی خواهد بود برای 3 سنجش این فرهنگ. از این دیدگاه تعریفی که هانس هوالین از معماری میکند قابل درک است:

»معماری نظمی معنوی است که در ساختمان ها تجسم یافته است.«

اغلب سعی میشود به این بهانه که این ساختمان فقط برای فلان عملکرد ساخته شده است اززیر بار این مسئولیت شانه خالی کنند. در این جا فراموش میشود که هر ساختمانی برای کاربردی ساخته میشود. معماری ای که تنها به خاطر نفس معماری باشد اصلا وجود ندارد. به این ترتیب هر ساختمانی یک شاهد فرهنگی است، چه به مفهوم خوب و چه به مفهوم بد آن.

از طرفی فرهنگ بر معماری که نمودار سیستم ارزشی حاکم است، تأثیر گذارده و به آن فرم میدهد و از سوی دیگر فرهنگ به گونهای غیرمستقیم یکی از پایه های اصلی زندگانی روانی انسان هاست. ادراک انسان از محیط ساخته شده اطراف تابع فرهنگ اوست

ولی اغلب به این مطلب توجه کافی نمیشود. یک مثال جالب در این مورد مناسبات بین انسان و فضاهای شهری در انگلستان از یک طرف و در ممالک عربی از طرف دیگر است.

یک انگلیسی از طبقه متوسط در یک خانه تک خانواری مشرف بر باغچه ای کوچک زندگی میکند. برای این فرد زندگی کردن در یک محله سنتی قاهره یا دمشق با آن تراکم جمعیتی اصالً قابل تصور نیست. مقدار متوسط فضای مورد نیاز برای زیستن در این دو مورد قابل قیاس با هم نیست. این نیاز ریشه ای فرهنگی دارد و تابع تصورات فرد در مورد تناسب بین جسم و امنیت اوست.

خلاصه
 فرم یا صورت، تظاهر حسی و واضح یک شیء است که متأثر از محتوای خود است.
 مکان قسمتی از یک فضاست که از طریق عواملی که در آن قرار دارند، صاحب هویتی خاص شده و ساختار آن را سه عامل نظم فضایی، مکان شناسی و ریخت شناسی تعیین میکند.
 معمار درصدد ارائه امری زیباست، یعنی نوعی معماری خوب که از نظر زیباشناختی نیز جوابگوی احتیاجات باشد.
 یک پیام زمانی زیبایی را القاء میکند که پرت اطلاعاتی کافی داشته باشد و پرت اطالعاتی آنقدر زیاد باشد که محتوای زیباشناختی آن از حداکثر دریافت ذهنی بیشتر باشد.

 امر زیبا ادراکی غنی را ممکن میسازد و این زیبایی باعث رضایت فرد است.
 تجربه فضایی معماری در شهر تداوم مییابد. هر بنا دو فضا را همزمان به وجود می آورد:

فضای داخلی که به وسیله اثر معماری معین شده و فضای خارجی یا شهری که به وسیله آن، اثر معماری و آثار نزدیک به آن ایجاد شده است.
 از طرفی فرهنگ بر معماری که نمودار سیستم ارزشی حاکم است، تأثیر گذارده و به آن فرم می دهد و از سوی دیگر فرهنگ به گونه ای غیرمستقیم یکی از پایه های اصلی زندگانی روانی افراد است.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “اصول و مبانی معماری و شهرسازی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • نام فروشگاه: فروشگاه عمران رنتر
  • فروشنده: omranrenter
  • 4.50 4.50 امتیاز از 2 دیدگاه